تبليغاتX
مرجع تاریخ و فرهنگ ایران

مرجع تاریخ و فرهنگ ایران
 
دل من آتش جاویدان است......مرده و زنده من ایران است....پوران فرخزاد

شاخاب همیشه پارس

نوشته شده توسط یه... میهن پرست 

با سلام به همه - ۳۰ ثانیه هم طول نمیکشه یه زوردیگه بزنین تموم میشه فکر می کردم که بعد از تلاش های بیهوده اعراب در رابطه با تغییر نام خلیج فارس ، دیگه اونا اقدام دیگری نکنند. چند هفته پیش من برایتان لینک پایین رو فرستادم و ازتون بابت رای دادن خواهش کردم. اما لازم که بدونید ، در اون روز تقریباً 150،000 نفر رای داده بودند و سهم ما تقریباً بیش از 79% در مقابل کمتر از 21% بود اما امروز تعداد رای دهنده ها به ۷۵۹،۰۰۰  نفر رسیده ولی با تاسف فراوان سهم ما از 79% به کمتر از ۷۰% رسیده وحال بعد از ۶ ماه تعداد رای به۲،۲۱۷،۶۴۰ نفر رسیده و سهم ما از ۷۰٪  قبلی به ۶۲.۷٪رسیده این یک فاجعه است. یادتون باشه که این رای گیری مربوط به کمپین 1،000،000 امضای شرکت گوگل است و نذارید که دوباره نام خلیج فارس به خلیج ع ر ب ی تغییر پیدا کنه خوبه بدونید که شرکت گوگل مجبوره به هر درخواستی که به طور همزمان از طرف 5000 نفر و یا هر ارگان معتبر و ثبت شده ای ، بابت به رای گذاری یک قانون ، نام ، تعریف و . . . احترام بذاره پس  رو این لینک کلیک کنید و رای بدید

http://www.persiano rarabiangulf. com/index. php

بعدش این  رو با ایمیل به هر کسی که میتونید، حداقل به۲۰ نفر، فورواردش کنید.(این پست ثابت می باشد.).


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1390/03/30 گرداورنده آرش ستوربان

ای آنکه دیده دوخته ای بر خلیج فارس

این لقمه با شکمبه ی تو سازگار نیست

زیرا در آب پاک و زلالش بدون شک

ماهی ست پا برهنه عرب سوسمار نیست

سید محمد رضا عالی پیام


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1391/02/11 گرداورنده آرش ستوربان

هویت

وقتی که ایران هست، خلیج یعنی فارس
تاریخ می لرزد، از خشم قوم پارس
جز این اگر باشد، خلیج آبی نیست

بی سایه ایران، غیر از سرابی نیست
 
تا میهن کاوه، تابوت ضحاک است
این سرزمین از هر، اهریمنی پاک است
صدها هزار آرش، جان در کمان دارند
تیری اگر کاریست، این عاشقان دارند

وقتی هویت را، در نام می جوید

هر بی نشان ناچار، صد یاوه می گوید 
چیزی که در صلح است، از جنگ می خواهد

قدرت اصالت نیست، فرهنگ می خواهد
ما وارث کوروش، فرزند جمشیدیم
پیروز بی برده، بت نپرستیدیم
ما ریشه ای دیرین، در عشق و خون داریم

ما در شب تاریخ، تا صبح بیداریم

                                      
افشین یداللهی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1391/02/11 گرداورنده آرش ستوربان

به فرخندگی فرا رسیدن ششم فروردین، سالروز زاده شدن و به پیامبری رسیدن اشوزرتشت مهر اسپنتمان

کارهای جهان را باید به خداوندان خرد سپرد

 

اشوزرتشت، برای آگاهی و  پرورش انسانها تلاش کرد. آگاهی که در سایه گذر از گام های روشن وُهومنه(بهمن)، اَشاوَهیشتا(اردیبهشت)، خَشترا(شهریور)، آرمَیئتی(سِپندارمَزد)، هَه اوروَتات(خورداد) و اَمِرَتات(امرداد) به دست می آید.

اشو زرتشت بینشین نوین درباره ی خدا، جهان، زندگی و طبیعت به مردمان می دهد. بینشی که همه، دانش و فرهنگ است. بهره ای که ایرانیان آن را برای خود نگهداشتند و هم با فراخی و نیکی خواهی آن را به همه ی جهانیان آن روزگار دادند تا همگان در نیک خواهی و سرافرازی و آرامش زندگی کنند و خرم و شادکام باشند.

روشن است اشو زرتشت، آرمان ویژه ای درنظر داشته است. او آغاز، دوگانگی اندیشه ای، «خوبی و بدی» را می شناساند، و با دانایی و خرد، انسان ها را به بهترین گزینش رهنمود می کند تا انسان ها بدانند که همه ی سرگذشت خود را، خود می نویسد و سرنوشت در آن ها راهی ندارد. کسی که«منیتِ» خویش را کنار گذاشت، می تواند راه درست را برگزیند  و به خوشبختی  همگان بیندیشد. چه خوشبختی در همگان بودن آن است. خویشکاری انسان ها در آمدن به این جهان، چیزی جز بیش کاریو دریافت فلسفه ی آفرینش نیست. فلسفه ای که در پایان، پیوستن به ذات یکتای اهوراست. مبارزه با خرافات و دادن قربانی های گوناگون و خونین به روش های گوناگون در اندیشه ی اشوزرتشت راهی ندارد. پرستش اهورامزدا، از برای خوشنودی او نیست که پروردگار یکتا و همتا نیازی به پرستش ندارد. از دید گاتها، نیاز در دادار بی همتا، راه ندارد.

در گاتها، راستی و درستی هسته ی هر چیز است. آیین راستی، کار درست را در زمان درست و جای درست و با ابزارهای درست خواهد بود. «اَشَوَن» ها کارشان از روی راستی است. در برابر آن ها«درِگوَنت» ها، همان دروغ کارانند. نیازی نیست یک «اشو»، زرتشتی، یا یک دروند، غیر زرتشتی باشد. به سخنی دیگر، اشوزرتشت، پیروان راستی را نه «زرتشتی» نامیده و نه پیرو خود. او آن ها را«اَشَوَن»  یا پیرو اشا می نامند. در در جهان هرکسی می تواند به اشویی گراید و از دروندی بپرهیزد. آن چه تباهی و روغکاران را بیشتر می کند، خشم است. خشم، هوش و ویررا از دست دادن است. خونسردی، باهوشی است. ولی آیا می تواند بدون در پیوند بودن با اهورامزدا از خشم دوری جست؟ خونسردی، خردمندی می آورد و شادی و آبادی را می افزاید.

در گاتها، اشوزرتشت، خود را هماننند دیگر مردمان می شناسد، به گونه ای که سختی ها و گرفتاری های زندگی او را همان گونه بهه درد می آورد که دیگر مردمان را. او به جای معجزه یا کاری شگفت آور، همانند یک انسان بینشور از خود واکنش نشان می دهد. اشو زرتشت، در یسنا ی 46 بند 2، از کمی دارایی و خواسته  و اندک بودن یارانش گله مند است. ولی با این حال او به ترس و سستی تن در نمی دهد و چون ابرمردی پاکدل از اهورامزدا«نیک اندیشی» را می خواهد. چه نیک اندیشی سرچشمه ی همه ی خواسته هاست. گله ی او از این است که مبادا نتواند خویشکاری خود را به انجام رساند.

 گاتها می گوید انسان باید هردو بخش مینوی و مادی زندگانی را داشته باشد. این همان «رندی» عارفان است. می خواهد که انسان هم در جهان باشد و هم با خدا! این است که گاتها گوشه نشینی، ریاضت، دل از جهان برکندن و یا وارون آن در عیش و نوش  غوطه ور شدن و یا جهان را به خشم و خون کشیدن را از کارهای نادرست و زشت بر می شمارد.

در سراسر سروده های اندیشه براگیز وی، کوچک ترین اثر از جنک، خونریزی، کشتار و خشونت دیده نمی شود. او به روشنی می فرماید نباید به گفتار و دستور هواخوان دروغ(4/46) گوش داد، چرا که اینان خانه، ده و روستا را به تباهی و ویرانی می کشانند. پس برماست که با راستی، دروغ و دروغ کاران را مهار کنیم.

آموزش های اخلاقی اشو زرتشت، آموزش های است که کار کرد اجتماعی دارد و دارای ارزش بنیادین در سازندگی و آبادانی جهان است. و از این رو است که زندگی زرتشتیان در درازنای تاریخ سراسر از نو شدن و آبادانی است. بهره گیری از همه ی خوبی ها و نیکی های زندگی و رسیدن خود و دیگران به رفا و آسایش، از آرمان های اشو زرتشت است که به موازات آن باید دروغ کاران را نیز به راه راست رهنود ساخت و یا آنان را مهار کرد.

 گفته هایش درباره ی خدای یگانه، نیکی و بدی، آزادی و آزادگی، دانش و فرهنگ، آشتی و آرامش، پیشرفت، نوسازی و تازه کاری، برادری جهانی و آباد انی همگانی، رستگاری و رسایی و بالاتر از همه، جاودانی است.

او در هر کار، چه  مینوی و چه مادی، بامردم بوده و بر هر راه، راهنمای آنان است. در آن هنگام ، او کسانی را پیشاپیش کارهای بایسته، پرورش داد و دستیارانی در هر زمینه، آماده ساخت و کمکم کارها را به آنان سپرد. زیرا بر این اندیشه بود که کارها جهان را همواره باید به خداوندان خرد و به دانشمندان سپرد تا آنان از راه راستی و با دانش درونی با یکدیگر هماهنگ و هم رای شوند و زندگانی روی این زمین را تازه به تازه و نو به نو نگاه دارند.

یاری نامه:

1. علی اکبر جعفری، ستوت یسن

2.آشتیانی، جلال الدین، زرتشت، مزدیسنا و حکومت

3.وحیدی، حسین، دین پایه زرتشتی

4.مهر، فرهنگ، دیدی نو از دینی کهن «فلسفه ی زرتشت»

نویسنده:

 رستم شهریاری

 

گرداورنده:

مرجع تاریخ و فرهنگ ایران

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1391/01/06 گرداورنده آرش ستوربان

به یاد درگذشت علامه دهخدا به گاه هفتم اسفند 1334

درس های دهخدا درباره ی «خویش باوری» و «ناوابستگی»

یکی از جنبه های نادیده گرفته شده ی بزرگ مردی به نام علی اکبر دهخدا «خویش باوری ملی» و «ناوابستگی» او به مکتب فکری بیگانه و یا قدرت های خارجی و داخلی است. ما دهخدا را با لغت نامه ی او ، صوراسرافیل ، مبارزات دوران مشروطه، طنزهای گزنده و بی همتایش، چرند و پرندهایش و نقش مشترکی که در نوزایی فرهنگی و ادبی ایرانیان داشت، می شناسیم.

اما ما از زندگی شخصی، اندیشه ها و کردارهایش آگاهی نداریم... و یا آگاهی اندکی داریم. زندگی دهخدا و کارها و کردارهایش بسی شگفت انگیز است. او نه در سخن و ادعا، بلکه در عمل یک ایرانی مردم دوست بود که باور داشت اگر «خویش باوری» این ملت بار دیگر زنده شود، به همان فر و شکوهی دست خواهد یافت که نیاکانش داشته اند.

تردید نیست که مردی باهوشمندی، دانش و توانایی های دهخدا خریداران فراوان داشت. اما او، نه خود  را به بیگانگان فروخت و نه به صاحبان  زر و زور خودی. رنج ها کشی، دشواری های کمرشکنی را از سر گذراند و با تنگ دستی ها ساخت. دهخدا باور داشت ایرانیان نباید دنباله روی شیدازده ی تمدن غربی باشند، بلکه می باید اندوخته های فرهنگی و تمدنی خویش را بازسازی کنند تا از منجلابی که در آن فرو افتاده اند، رهایی یابند.

پس از کودتای ننگین 28 امرداد 1322 که به دهخدا بسیار بی مهری شد بود، رییس(:فرنشین) اطلاعات سفارت امریکا، با این گمان که این فرزانه ی بی همتا هم مانند برخی ها، واداده و چشم به راه رسیدن فرصتی برای دست یابی به پول و قدرت است، از او دعوت می کند که به گزارشگر صدای امریکا به مصاحبه بنشیند. اما دهخدا به او پاسخ می دهد:

«جناب آقای  سی. ادوارد. ولز، رییس(:فرنشین) اداره ی اطلاعات سفارت کبرای آمریکا نامه ی مورخه ی 19 دی ماه 1332 جنابعالی رسید، و از این که این ناچیز را لایق شمرده اید که در بخش فارسی صدای امریکا از نیویورک، شرح حال مرا انتشار بدهید متشکرم

شرح حال من و امثال مرا در جراید ایران و رادیو های ایران و بعضی از دول خارجه، مکرر گفته اند. اگر به انگلیسی این کار می شد، تا حدی مفید بود؛ برای اینکه ممالک متحده ی آمریکا، عده ای از مردم ایران را بشناسند. ولی به فارسی، تکرار مکررات خواهد بود، و به عقیده ی من نتیجه ای ندارد.

و چون  اجازه داده اید نظریات خود را در این باره بگویم  و اگر خوب بود حسن استقبال خواهید کرد، این است که زحمت می دهم، بهتر این است که اداره ی اطلاعات سفارت کبرای آمریکا به زبان انگلیسی، اشخاصی را که لایق می داند معرفی کند.

و بهتر از آن این است که در صدای امریکا به زبان انگلیسی برای مردم ممالک متحد شرح داده شود که در آسیا مملکتی به اسم ایران هست که خانه های قراء و قصبات آن جا، در، و صندق های آن ها قفل ندارد، و در آن خانه ها و صندق ها طلا و جواهرات هم هست، و هر صبح مردم قریه، از زن و مرد به صحرا می روند و مشغول زراعت می شوند، و هیچ وقت نشده است وقتی به خانه برگردند، چیزی از اموال آن ها به سرقت رفته باشد.

یا یک شتردار ایرانی که دو شتر دارد و جای او که معلوم نیست که در کدام قسمت مملکت است، به بازار ایران می آید و در ازای پنج دلار، دو بار زعفران  یا ابریشم  برای صد فرسخ راه حمل می کند و نصف کرایه را در مبدا و نصف دیگر را در مقصد دریافت می دارد، و همیشه این نوع مال التجاره ها سالم به مقصد می رسد.

و نیز دو تاجر ایرانی، صبح شفاها با یکدیگر معامله می کنند و در حدود چند میلیون و عصر خریدار که هنوز نه پول داده است ونه مبیع آن گرفته است، چند صد هزار تومان ضرر می کند. معهذا هیچ وقت آن معامله را فسخ نمی کند و ازآن ضرر متحمل می شود.

اینهاست که از این گوشه ی آسیا می توانید به مملکت خود اطلاعات بدهید، تا آنها بدانند در اینجا به طوری که انگلیسی ها ایرانیان را معرفی کرده اند  یک مشت آدمخوار زندگی نمی کنند، و از طرف دیگر به فارسی، به عقیده ی من خوب است که در صدای آمریکا، طرز آزادی ممالک متحد آمریکا را در جنگ  های استقلال ، به ایرانیان بیاموزید و بگویید که چگونه توانسته اید از دست استعمار خلاص شوید؟ و تشویق کنید که واشنگتن ها و فرانکلن ها در ایران، برای حفظ استقلال از همان طریق بروند.  در خاتمه باتشکر از لطف شما احترامات خود را تقدیم می دارد.

علی اکبر دهخدا

لغت نامه دهخدا

یارینامه:

از مقدمه ی دکتر سید دبیرسیاقی بر کتاب «مقالات دهخدا»

بن مایه:

دو هفته نامه ی امرداد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1390/12/08 گرداورنده آرش ستوربان

پاسداشت فرهنگ پارسی

با درود به ياران تارنگارنويس ازيزم1. جستاری كه در زير می بينيد را برای آگاهی رسانی همگانی براي گرايش هم ميهنان به جشنهاي ايراني و دوری از فرهنگ بيگانه بويژه ولنتاين آماده كرده ام. روشن است كه در اين جستار از سره نويسی پرهيز كرده ام تا همه ی مردم بتوانند به آسانی با آن پيوند يابند.

بهتر ديدم كه پس از يك سال و اندي تارنگار نويسی ، كارهای كاربردی را آغاز كنم. از اين رو جستار زير را به گونه ي رنگی چاپ كرده و به فروشگاههايی كه هديه های ولنتاين ميفروشند ميدهم تا آنها هم به خريداران خود بدهند و پشت شيشه ی فروشگاهشان بزنند.

از شما همراهان و همدلان ازيزم نيز خواستارم اين كار را انجام داده تا براستی گامی بلند و كاربردی را براي شناساندن فرهنگ ايرانمان برداريم ...

ميتوانيد به مهرتان جستار را از همين بخش پايين ، رونوشت كرده و به گونه ي رنگی زيبا (دست كم سياه و سپيد) در يك برگ A4 چاپ كنيد و در فروشگاههای شهرتان پخش نماييد .

 

پنجم اسفند بر مبنای تقويم باستانی ايران زمين برابر با 29 بهمن بر مبنای تقويم كنونی

جشن مهر و عشق،روز زن ايرانی، جشن سپندارمذگان خجسته باد

جشن مهر و عشق،روز زن ايراني،جشن سپندارمذگان خجسته باد 

ايرانيان عزيز ، بدانيد كه نياكان ما در هزاران سال پيش مردمانی شاد بوده اند و جشنهای بسياری را در طول سال برگزار ميكرده اند .

يكی از اين جشنها ، جشن سپندارمذگان در پنجم اسفند ماه تقويم باستانی بوده است .

در تقويم باستانی همه ماهها 30 روزه بوده و 5 روز پايانی سال را پنجه ميگفتند.

از اين رو كمی تفاوت ميان تقويم پيشين و امروزي بوجود آمده است و جشن سپندارمذگان را 29 بهمن ماه در نظر ميگيرند كه برابر است با 5 اسفند ماه باستانی .

 

"سپندارمذ" لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد.

"سپندارمذگان" جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند.

مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند.

جشن "سپندارمذگان" یا "اسفندگان"، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده است.

 

ولي شوربختانه ايرانيان امروز با داشتن چندين هزار سال تمدن از داشته های خود ناآگاهند و جشن بيگانه ی ولنتاين را بخوبی مي شناسند !

شايسته است كه آنچه خود داريم را بيشتر شناخته و در شناساندن و گسترش آن كوشا باشيم. به

امید پاسداشت فرهنگ پارسی از سوی تمامی پارسی زبانان گیتی.

پینوشت:

1. واژه ی ايراني "ازيز" گفتنيست

اَزيز هميستار (مخالف) واژه ي "زيز" به چم ِ (ناخشنود) مي باشد
مانند اَمرداد كه هميستار مرداد است
واژه ي اَزيز ريشه در زبان كردي امروزي و زبان مادها دارد كه در فرهنگنامه ي هژار (واژگان كردي و مادي) آمده است.

یاری نامه:

با سپاس از تارنمای سرباز ایران، محمد رادمهر.

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1390/11/24 گرداورنده آرش ستوربان
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ